خرید بک لینک

مهم اینه که خدا نگات میکنه✔️

در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.


تنها بری یه گوشه که غیبت نشویی!

روزگاره دیگه!

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 12:10

سخن شهید آورینی درباره کربلا

در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.

شهید آوینی:

"کربلا"به رفتن نیست
به شدن است!!

که اگربه رفتن بود!
شمرهم "کربلایی"است!

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 12:10

ملانصرالدین و خرید کفشدر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.ملانصرالدین برای خرید پاپوش نو راهی شهر شد.در راستهء کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد انتخاب کند. فروشنده حتی چند جفت هم از انبار آورد تا ملا آزادی بیشتری برای تهیه کفش دلخواهش داشته باشد.ملا یکی یکی کفش ها را امتحان کرد؛ اما هیچ کدام را باب میلش نیافت.هر کدام را که می پوشید ایرادی بر آن وارد می کرد!بیش از ده جفت کفش دور و بر ملا چیده شده بود و فرشنده با صبر وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 12:10

پیرمرد و ناخداجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.یک ناخدای تحصیلکرده و یک خدمه پیر بیسواد در یک کشتی با هم کار می  کردند.پیرمرد هر شب به کابین ناخدا می  رفت و به حرفهای او گوش می  داد. یک روز ناخدا از پیرمرد پرسید:آیا درس زمین شناسی خوانده است؟پیرمرد گفت:نهناخدا گفت:پس تو یک چهارم عمر خود را از دست داده  ای.پیرمرد خداحافظی کرد و در حالی که به اتاق خود می  رفت با خودش به این فکر می  کرد که ناخدا فرد تحصیلکرده  ایست و حتماً چیزی که در مورد آن صحبت می  کند واقعیست.پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 12:10

سخنی ناب از دکتر علی شریعتی درباره واقعه کربلا

در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.

روزنه ای بسوی دانش

هر آنچه که بهتر است بدانید...

سخنی ناب از دکتر علی شریعتی درباره واقعه کربلا

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 12:10

داستانی از کودکی عمر سعددر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور می‌کنیم.امیرالمومنین (ع) بر فراز منبر فرمود: بپرسید از من، قبل از آنکه از میان شما بروم.  لحظه اى همه جا را سکوت فرا گرفته بود. ناگهان مردى از میان جمعیت برخاست و پرسید: «یا امیر المؤمنین علیه السلام ! تعداد موهاى سر و صورت من، چه مقدار است؟» (!!!!!)پرسشگر، کسى نبود جز سعد بن ابى وقاص. امیر المؤمنین على علیه السلام فرمود: «به خدا! از مسئله اى، پرسش کردى که دوستم رسول خدا صلى الله علیه و آله ، مرا به آن، آگاه ساخته ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 27 تير 1405 ساعت: 12:10

گاهی با اینکه ﺩﻭﺭ ﻭ ﺑﺮت ﭘﺮ از ﺁﺩم های جور واجوره، تنها هستی❗️باید،تنهایی بری نماز بخونی! تنها بری یه گوشه که غیبت نشویی!روزگاره دیگه! کاریش نمیشه کرد مهم اینه که خدا نگات میکنه✔️ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 3 آذر 1397 ساعت: 2:26

شهید آوینی:"کربلا"به رفتن نیستبه شدن است!!که اگربه رفتن بود!شمرهم "کربلایی"است!ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 3 آذر 1397 ساعت: 2:26

ملانصرالدین برای خرید پاپوش نو راهی شهر شد.در راستهء کفش فروشان انواع مختلفی از کفش ها وجود داشت که او می توانست هر کدام را که می خواهد انتخاب کند. فروشنده حتی چند جفت هم از انبار آورد تا ملا آزادی بیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: شنبه 3 آذر 1397 ساعت: 2:26

یک ناخدای تحصیلکرده و یک خدمه پیر بیسواد در یک کشتی با هم کار می  کردند.پیرمرد هر شب به کابین ناخدا می  رفت و به حرفهای او گوش می  داد. یک روز ناخدا از پیرمرد پرسید:آیا درس زمین شناسی خوانده است؟پیرمرد گفت:نهناخدا گفت:پس تو یک چهارم عمر خود را از دست داده  ای.پیرمرد خداحافظی کرد و در حالی که به اتاق خود می  رفت با خودش به این فکر می  کرد که ناخدا فرد تحصیلکرده  ایست و حتماً چیزی که در مورد آن صحبت می  کند واقعیست.پس من یک چهارم عمرم را از دست داده  ام.شب بعد ناخدا از او پرسید:در مورد علم هواشناسی چیزی می  دانی؟پیرمرد گفت:نهناخدا گفت:پس تو نیمی از عمر خود را از دست داده  ای.پیرمرد ناراحت شد و دوباره با همان افکار به اتاق برای خواب رفت.شب بعد باز ناخدا از او پرسید:آیا در مورد علم دریا شناسی چیزی می  دانی؟پیرمرد گفت:نهناخدا گفت:پس تو سه چهارم عمر خود را از دست داده  ای.پیرمرد آن شب را نیز ناراحت به اتاق خود برگشت.ولی صبح زود به سراغ کابین ناخدا رفت و از او پرسید:در مورد علم شناشناسی چیزی می  دانی؟ناخدا گفت:نه!شناشناسی؟پیرمرد گفت:بله.پس تو تمام عمر خود را از دست داده  ای،چون کشتی به یک صخره برخورد کرده و در حال غرق شدن است.خداحافظ...اکثر اوقات ما انسانها همانند ناخدا هستیم و مردم اطرافمان را آن پیرمرد می  پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 13:22

دکتر شریعتی می گوید:در حادثه کربلا با سه نمونه شخصیت روبرو میشویم.اول: حسین (ع)حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شود.تا آخر میایستد.خودش و فرزندانش کشته میشوند.هزینه انتخابش را میدهد و به چیزی که نمیخواهد تن نمیدهد.از آب میگذرد، از آبرو نهدوم: یزید همه را تسلیم میخواهد.مخالف را تحمل نمیکند.سرِ حرفش میایستد.نوه پیغمبر را سر میٔبرد.بی آبرویی را به جان میخرد تا به چیزی که میخواهد برسدسوم: عمرِ سعد به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است.هم خدا را میخواهد هم خرما، هم دنیا را میخواهد هم اخرت.هم میخواهد حسین (ع)را راضی کند هم یزید را.هم اماراتِ ری را میخواهد،هم احترامِ مردم را.نه حاضر است از قدرت بگذرد،نه از خوشنامی.هم آب میخواهد هم آبرو.دستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی است که به هیچکدام از چیزهایی که میخواهد نمیرسد.نه سهمی از قدرت میبرد نه از خوشنامیما آدمهایِ معمولی راستش نه جرات و ارادهِ حسین (ع) شدن را داریم، نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هست!من بیش از همه از عمر سعد شدن میترسم...موضوعات مرتبط: پند و اندرز ، فرهنگی ، دانستنی ها ، مذهبی ، اهل بیت ، جملات ارزشمندبرچسبها: دکتر علی شریعتی , سخن دکتر علی شریعتی , سخن دکتر علی شریعتی درباره کربلا , علی شریعتی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 13:22

امیرالمومنین (ع) بر فراز منبر فرمود: بپرسید از من، قبل از آنکه از میان شما بروم.  لحظه اى همه جا را سکوت فرا گرفته بود. ناگهان مردى از میان جمعیت برخاست و پرسید: «یا امیر المؤمنین علیه السلام ! تعداد موهاى سر و صورت من، چه مقدار است؟» (!!!!!)پرسشگر، کسى نبود جز سعد بن ابى وقاص. امیر المؤمنین على علیه السلام فرمود: «به خدا! از مسئله اى، پرسش کردى که دوستم رسول خدا صلى الله علیه و آله ، مرا به آن، آگاه ساخته بود. در سر و صورت تو مویى نیست، مگر آنکه در ریشه آن، شیطانى نشسته باشد. بدان! که در خانه تو پسرى است که فرزندم، حسین علیه السلام را به قتل مى رساند.» راوى مى گوید: «در آن لحظه که امیر المؤمنین على علیه السلام چنین فرمود، عمر سعد (سرکرده لشکر یزید)، هنوز طفل بود و در دامان پدرش نشسته بود.»موضوعات مرتبط: شگفت انگیز های جهان ، داستان ، دانستنی ها ، مذهبی ، اهل بیتبرچسبها: داستان کودکی یزید , یزید , سعد بن ابی وقاص ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران فلاح تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 13:22

مسموم شد از زهر،جواد بن رضا در کودکی به امامت رسید تا آزمونی بزرگ برای شیعیان رقم بخورد. خوانده بودند در قرآن کریم که یحیی(ع) در کودکی به پیامبری رسید و عیسی(ع) در گهوراه سخن گفت و خود را پیامبر خدا معرفی نموده بود. اما این بار به چشم می دیدند که کودکی از سوی خدا به پیشوایی مردم زمانش انتخاب می شود. هر چند پیش از این امام رضا(ع) بارها درباره امامت فرزندشان محمد(ع) سخن گفته بودند اما پذیرش این موادامه مطلب

برچسب: مسموم,زهر,جواد, نویسنده: مهران فلاح تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 11:45

خواننده عزیز امیدوارم رسم امانتداری را رعایت نماییم.نظرات ارزشمندانه شما بنده رادرادامه راه و بهبود کیفیت وبلاگ مصمم ترخواهد نمود...لذا درآخرهر مطلب نظر بدهید را فراموش نفرماییدبی صبرانه منتظرم...لطفا در صورت باز نشدن عکسها روی هریک show PICTURE نمایید[email protected]آدرس وبلاگ:http://qazwsx91.blogfa.comوقتی به پایان صفحات رسیدید به"مطالب قدیمی تر"مراجعه کنید تا شاهد مطالب متفاوت دیگری باشادامه مطلب

برچسب: شهادت,نهمین,خورشید,بشریت,مسلمانان,جهان,تسلیت, نویسنده: مهران فلاح تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 11:45

جان فدای این عروس و این داماد همه می دانستند فاطمه (س) چقدر برای رسول خدا (ص) عزیز است. دیده بودند رسول خدا (ٌص) فاطمه را می بوسد و می فرماید: هر گاه مشتاق بوی بهشت می شوم، دخترم فاطمه را می بویم. شاهد مهرورزی رسول خدا به فاطمه بودند که می فرمود: پدرت به قربان تو باد ای فاطمه.تو از من هستی و من از تو هستم. نیز شنیده بودند که می فرمود: فاطمه عزیزترین مردم در نزد من است.فاطمه پاره تن و نور چشم و ادامه مطلب

برچسب: پیوند,آسمانی,حیدر,زهراست, نویسنده: مهران فلاح تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 11:45

صفحه بندی